اهل گله وشكايت نبود...
زهد،تقوا وبي رغبتي مجيدبه دنيابسيارچشمگيربودبعيدبوددرباره ي مشكلات معيشتي وكمبودهاي مالي حرف بزندو وياچيزي طلب كند.
البته اين بدان معنانبودكه مشكل نداشته باشدبلكه ازلحاظ مالي،امكانات رفاهي،مسكن و...سخت دچارمشكل بود اماهيچگاه ازوضعيت موجود گله وشكايتي نمي كرد...
راوي همرزم شهيد مجيدپازوكي
آن دنيانگاهي به اين گنه كار بكنيد..!
چندماه درمعراج شهداي انديمشك بودم.آقاي محمدياني هم سه روز درمعراج ماموريت داشت.درطول اين مدت كوتاه همه ي افرادشيفته اش شده بودند. يك روزدوجوان شهيدراآوردند كه صورتشان غرق خون بود.
حاج حسين محمدياني كنارتابوت آنهازانوزدو ونوازششان كرد.صورتشان راباگلاب شست ودرحالي كه محاسنشان راشانه مي كردگفت:آن دنيانگاهي به اين محمدياني ذليل وگنه كاربيندازيد...شهيدمحمدحسين محمدياني
مجيدومحمدحسين عزيز نگاهي...!